یکی از مواردی که به خصوص در مواقعی که فکرتان آزاد مثلا”  قصد استراحت به سراغ شما خواهد آمد تحلیل کردن ماوقع حوادثی است که در گذشته شما رخ داده  و یا در حال شما در حال رخ دادن است و صرفنظر از اینکه شما چقدر در رخداد آنها نقش داشته باشید شما را وادار به فکر کردن می کنند و ذهن شما را به واکنش وا میدارند. با هم مهمترین این افکار را مرور می کنیم.

۱-شما با فردی و یا گروهی از افراد به طور ذاتی و یا به دلیل منافع غیر مشترک دچار مشکل در روابط هستید و آنها سعی می کنند که اصطلاحا” حال شما را با حرفها و جملات بین گروهی خود بگیرند. در این شرایط شما ممکن است نه تنها در آن محیط دچار ناراحتی شوید که حتی در خلوت خود نیز راحت نباشید. بهترین راه حل در این موارد قبول کردن این واقعیت است که اگر آنها قصد دارند شما را ناراحت کنند و شما ناراحت شوید آنها به هدف خود رسیده اند پس بهترین مقابله آن است که ناراحت نباشید. این را بپذیرید که شما در خلوت و اوقات فراغت خود دارید خود را عذاب می دهید در حالیکه ممکن آن فرد و یا افراد در حال خوشگذرانی باشند. ضمنا” سعی کنید که ابتدا شرایط را ارزیابی و سپس اقدام کنید. اگر حدس میزنید بخشی از این افراد قابل تغییر هستند سعی کنید مدتی آنها را تحمل نمایید تا اقلا” تعداد آنها کاهش یابد اما اگر مطمئن هستید که مشکل آنها ریشه ای است سعی کنید هوشمندانه مقابله به مثل کنید. قطعا” آنها هم در زندگی خود دچار مشکلاتی هستند که شما با خنده و با آرامش با تاکید روی آنها میتوانید اعصاب آنها را جهنمی کنید. خوشبختانه اغلب افرادی که عادت به به این نوع رفتارها دارند دارای مشکلات عدیده ای در زندگی هستند و در واقع به دلیل همان مشکلات اینگونه رفتار می کنند. شما کافی است روی همان مشکلات دست بگذارید مسلما” اگر شما با آرامش برخورد کنید کاری خواهید کرد که آنها ترجیح دهند که روند خود را عوض کنند.

۲-شما با تمام وجود احساس می کنید که نه تنها طبیعت و روزگار بلکه افرادی خاص به شما ظلم کرده اند و می کنند. با اینکه این یک واقعیت است که افرادی که در جایی فاقد حمایت کافی هستند دچار مشکل حق خوری خواهند شد فکر خود را به آن مشغول نسازید. این را هم قبول کنید که طبیعت در سطح انسانها هم مانند جنگل است و حتی بدتر. هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به غیر از تلاش خود بتوانید موفق شوید مگر آنکه دارای روابط خاصی با افراد صاحب نفوذ آن مجموعه باشید.  طبیعت همواره با نابود کردن بخشی از خود بخشی دیگر را رشد میدهد بنابراین سعی نکنید با اعتقاداتی بی اساس به جنگ این روند بروید. در این موارد سعی کنید که میزان تلاش خود را برای آن مجموعه و یا فرد تنظیم کنید طوریکه وی غیر مستقیم متوجه شود که هزینه حماقت خود را خواهد پرداخت. هرگز در خیال خود به نفرین کردن و … روی نیاورید اینها خزعبلاتی بیش نیستند. هرگز دعا و نفرین چیزی را حل نکرده است. هیتلر را به خاطر بیاورید خون چند ده میلیون نفر به گردن او بود اما حتی اگر نابود هم شده باشد موقعی بود که دردی از کسی دوا نشد. پس از این نوع افکار که فقط شما را می آزارد دوری کنید.

۳-خود را بی دلیل امیدوار و ناامید نکنید. هیچ دلیلی وجود ندارد که آنچه شما دوست دارید رخ دهد و هیچ دلیلی هم وجود ندارد که آنچه شما دوست ندارید رخ ندهد! واقع بین باشید. به خصوص اگر طرف حسابهای شما کسانی باشند که افرادی غیر منطقی باشند. در این موارد هرگز به خود امیدواری الکی ندهید. سعی کنید مشکل را از ریشه حل نمایید. مسلما” انرژی گذاشتن برای توجیه و تغییر افرادیکه فسیل و غیر قابل تغییرند چیزی جز حماقت نیست.

۴-اگر احساس می کنید اطرافیان شما آنقدر که شما به آنها بها می دهید به شما بها نمی دهند معنایش آن است که شما در اشتباه هستید. مسلما” هر فردی باید رابطه با افراد را برای خود دسته بندی نماید و برای هرکسی به همان میزانی که لازم است وقت و انرژی بگذارد و از همه مهمتر اینکه این را قبول کنید برای کسی که حاضر نیست وقت برای شما بگذارد وقت نگذارید. اصرار به توسعه روابط یک طرفه تنها نتیجه ای که دارد نارضایتی شماست.

۵-چرا به نزدیگان خود حرفهای می گویید که بعدها با همانها موجبات ناراحتی شما را فراهم کنند؟ مسلما” اگر شما برای رازهای خود ارزش قایل نبوده اید و آنها را به دیگران گفته اید دیگران برای آن رازها اصلا” ارزشی قایل نخواهند شد و به راحتی در جمعهای مختلف آنها را خواهند گفت. به خصوص در این زمینه به دو دسته افراد اعتماد نکنید یکی افرادی که خیلی خوش برخوردند و یکی افرادیکه زود عصبی میشوند. افرادی که با همه خوش برخوردند معمولا” رازداران خوبی نیستند زیرا خوش برخوردی و رابطه عمیق با همه افراد جز با دروغ گفتن به برخی و همچنین افشای رازهای دیگران ممکن نیست. به خصوص اگر فردی هم با شما رابطه عمیق دارد و هم با کسانی که با شما ۱۸۰ درجه متفاوت هستند بیشتر این مورد جای فکر دارد. افرادیکه عصبی هستند نیز با اولین دل چرکینی از شما همه رازهای شما را افشا خواهند کرد.

۶-سعی کنید منافع مشترک پدید بیاورید اما دیگران به سواری دادن عادت ندهید. اگر کسی رابطه با شما را به خاطر سواری گرفتن میخواهد بهتر است این رابطه نباشد. مسلما” در مدت کوتاهی می توانید با حرکاتی کوچک برای دیگران بفهمید که آیا اهل مراوده هستند و یا صرفا” به دنبال سودجویی یک طرفه هستند. معمولا” این افراد خوش سر و زبان هم هستند اما عملکرد آنها برای شما فاقد هرگونه سود و منفعتی است.

۷-با اینکه انسان موجودی اجتماعی است اما فراموش نباید کرد که هر رابطه ای انتظاراتی به بار می آورد پس قبل از شروع کردن آن فکر کنید که آیا به دنبال حفظ آن خواهید بود و یا خیر؟ مسلما” اگر بخواهید همه انرژی خود را مصروف حل مشکلات دیگران کنید هم رضایت درازمدت آنها را نمی توانید جلب کنید پس سعی کنید که مرزبندی مناسبی بین خود و دیگران انجام دهید.

۸-خود را قابل تحریک نشان ندهید. مسلما” بخشی از ناراحتی های شما به دلیل اقدامات سریع و بدون تفکر است. بخشی از جوامعی که در آن هستیم شامل افردی است که فاقد سرگرمی و کار کافی هستند و مداوم به دنبال ایجاد سوژه برای سرگرمی و یا حتی دردسر ساختن برای دگیران هستند در این شرایط سعی کنید که خود را تحریک پذیر نشان ندهید مثلا” اگر جمعی شما را به کاری تحریک کردند دقیقا” عکس آن را انجام بدهید. طوری رفتار کنید که بفهمند شما موضوع مناسبی برای خنده نیستید!

۹-بپذیرید که ذهن فاقد موضوع برای کارکرد به سمت چیزهای منفی پیش میرود. خود را با تماشای تلویزیون، مطالعه، گشتن در نت و موضوعات مورد علاقه سرگرم کنید.

۱۰-زود فراموش کنید و دیر باور باشید. قبول کنید که اگر دیگران را ببخشید ولو اینکه لیاقت بخشش نداشته باشند اقلا” خود شما راحت خواهید بود.




پستهای مرتبط

coded by nessus