
با اینکه با همه جنبه های اقتصاد غربی موافق نیستم به این جمله شدیدا” اعتقاد دارم که “همه چیز یعنی اقتصاد و اقتصاد یعنی همه چیز”… با این دیدگاه همه مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نوعی به اقتصاد مربوط است. نتیجه پذیرش این دیدگاه یعنی اینکه برای موفقیت در همه زمینه ها باید سیاستگذاری صحیح در اقتصاد کرد در غیر اینصورت هیچ نتیجه ای نخواهد داشت.
در طی سه دهه اخیر اقتصاد ایران دچار مشکلات فراوانی شد که مهمترین آنها جنگ، بازسازی و اتکای باقیمانده از حکومت قبلی به نفت بود. افزایش ناگهانی جمعیت در اواخر دهه پنجاه و دهه شصت شمسی که اکنون به سن فعالیت اجتماعی و اقتصادی رسیده اند گریبان ایران را گرفته است. همین مشکلات موجب شده است به دلیل بیکاری گسترده، عدم درامد کافی، نبود مسکن مطلوب و سایر مشکلات اجتماعی میزان ازدواج کاهش یابد و از طرفی کمتر خانواده ای زیر بار بیش از یک فرزند برود. همین موضوع که در یک دهه اخیر به تدریج تشدید گردید در پنج سال اخیر به اوج خود رسیده است تا جاییکه که حتی مسئولین که معمولا” تا حدی سعی در مخفی نگاه داشتن مشکلات و یا ساده تر نشان دادن آن در انظار عمومی دارند چندین بار و به مناسبتهای مختلف بحث افزایش جمعیت را پیش کشیده اند.
اما چرا به جای موعظه سیاستگذاری نمی کنیم؟
بیاناتی مانند اینکه فرزند خوب نعمت است و … در حیطه اجرایی فاقد ارزش بررسی است و جنبه اعتقادی و موعظه گرایانه دارد. در حیطه اجرایی اختصاص بودجه یک میلیون تومانی به هر نوزاد هم بعید است باعث ترغیب مردم به افزایش جمعیت شود مگر آنکه خانواده مورد نظر در مناطقی با سطح اجتماعی پایینتر از شهرها قرار گرفته باشند. در واقع در شهرها خانواده ها حتی اگر بخواهند هم جرات ازدیاد نسل را ندارند.
باید قبول کنیم که ابزارهای رسانه ای مردم را به این واقعیت رسانده اند که خود آنها اولویت زندگی هستند و سپس باید به فکر ازدیاد نسل باشند. قطعا” هیچ فرد عاقلی قصد ندارد برای بالا بردن جمعیت اینده ایران زندگی فعلی خود را تباه و دچار بحران جدی نماید. باید قبول کرد که مشکل کاهش جمعیت با این ورشها قابل حل نیست زیرا جامعه به گذشته باز نخواهد گشت و زندگی شخصی افراد مانند ازدواج و ازدیاد نسل بخشنامه ای نیست!
تنها راه ممکن برای بهبود این وضعیت بهبود شرایط برای تشکیل خانواده و ایجاد فرزند از این طریق است. راهی که مستلزم ایجاد شغل پایدار، مسکن و شایط مناسب برای تشکیل زندگی است در غیر این صورت اینگونه طرحها هم مانند طرحهایی مثل بنگاه های زودبازده محکوم به شکست و اتلاف منابع عمومی در اختیار دولت است.
شاید باورش سخت باشد اما اگر ریشه مشکلی در جایی وجود داشته باشد جستجوی آن در جایی دیگر منجر به حل آن نخواهد شد. با اینکه این فرض کاملا” روشن است اما بخش عمده ای از این نوع راه حل ها ناشی از عدم توجه به همین نوع منطق است وبا نگاه صحیح به واقعیات و برنامه ریزی درست میتوان مشکلات را تا حد توان سر و سامان داد. باور کنید این تنها راه حل است!
پستهای مرتبط
- کمرنگ کردن جنبه عقلانی دین
- سیاست مدیریتی یا مدیریت سیاسی؟
- واقعه عاشورا در کدام فصل سال رخ داده است؟
- از كارلا برونی تا رحیم مشایی
- واقعا" به افزایش جمعیت نیاز داریم؟
- لطفا" انتظارات را از دین بالا نبرید
- چرا استانداردسازی رفتاری در جامعه بی معناست؟
- دو بچه کافی نیست-تصویری
- اقبال فارسی1 نتیجه چیست؟
- دروغ مصلحتی یا مصلحت دروغی
دیدگاه ها